ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

96

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

و هرگاه دستش به غذائى بخورد ، آن غذا نجس مىشود . ولى به‌هرحال به وى « بفرمائى » مىگويند . كسى كه مجرب باشد اين دعوت را رد مىكند و به اين عذر متعذر مىشود كه قبلا غذا خورده است . اما هرگاه كسى بپذيرد و سر سفره بنشيند ، ايرانى زيرك مىداند چگونه پذيرائى كند ، تا هم ميهمان بپندارد توجه خاص ميزبان را جلب كرده است و هم غذاى خود را كاملا جدا از ديگران صرف كرده باشد . مثلا صاحب‌خانه ظرفها و شربتهاى بهتر و مطلوب‌تر را به وى تخصيص مىدهد ، خودش خورش برمىدارد و با دست خود به مقدار زيادى براى او مىكشد . اروپائى ناگهان خود را محصور در غذا مىبيند . بقيهء حاضران به اين غذاها دست نمىزنند ، به اين بهانه كه اين اغذيه را صاحب‌خانه از سر احترام به او تخصيص داده است . كسى كه با آداب و رسوم ايرانى آشنا نباشد مىبيند كه از اطراف به او تملق مىگويند و با او چرب - زبانى مىكنند ، درحالىكه با اين تمهيد ايرانيها خود را از بن‌بست مىرهانند و پس از اتمام غذا دربارهء ساده‌لوحى كسى كه خود را اين‌قدر مورد احترام ديده است ، نكته‌ها مىگويند . بقيهء ميهمانان به طرف هرچه دوست داشته باشند دست مىبرند . انگشتان دست راست ( دست چپ ناپاكتر بشمار مىرود ، زيرا با آن قسمتهاى پوشيدهء بدن را مىشويند و به اين دليل آن را به طرف عقب تكيه مىدهند ) را در ظرف فرو مىبرند ، قدرى خورش برمىدارند و از آن با برنج گلوله‌اى مىسازند و آن را در دهان مىنهند . هركس قدرى از اطراف اين هرم چلو را برمىدارد تا اينكه هرم فرو بريزد . در موقع صرف غذا سكوت مطلق برقرار است و همه سخت متوجه اطفاى حاجت آنى خود هستند ، زيرا طول مدت غذا كوتاه است و حد اكثر يك ربع ساعت بيشتر طول نمىكشد . چون هيچ دستمال سفره‌اى در كار نيست گاهى دستهاى چرب را با قرص نانى كه جلو ميهمان گذارده شده پاك مىكنند . مقارن پايان غذا همه يكى دو قاشق افشره‌خورى شربت از قدح مشترك برمىدارند ؛ در حين غذا كسى آشاميدنى نمىخورد . وقتى كه صاحبخانه سير شد قدرى در دور و بر تجسس مىكند كه ببيند هنوز كسى هست كه اشتها داشته باشد ؛ آنگاه لقمه‌اى كوچك برمىدارد ، و اين نشان آن است كه بايد در صرف غذا عجله كرد . سرانجام دستها از كار بازمىماند ؛ صاحبخانه به صداى بلند مىگويد : « الحمد لله » و به نوكران علامتى مىدهد تا آفتابه و لگن بياورند . همه درحالىكه دست چپ « 15 » را از زير تنه بيرون آورده‌اند ، بىحركت منتظر مىمانند تا نوبت شستن دست و دهان به آنها برسد . به ترتيب ارج و قرب ، ميهمانان زودتر مورد پذيرائى قرار مىگيرند ، دستمالى از جيب بيرون مىكشند و دستها را خشك مىكنند ؛ بعد از آن نوكران سفره را برمىچينند و به محض دريافت دستور ، قليان را كه غير قابل اجتناب است تعارف مىكنند . نوكران بقيهء غذا را ، با نانهائى كه به كار دست پاك كردن آمده است با ولع مىبلعند . در تمام خانه‌هاى معتبر رسم است كه

--> ( 15 ) . در متن آلمانى « راست » نوشته شده كه سهوى آشكار است . - م .